آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

کالسکه سواری

به آبتین می گم بیا بریم درشکه سوار شیم. گریه میکنه میگه نههههه نمی یام. بعد از یه مدتی بهش میگم میای بریم کالسکه سواری. خوشش اومده میگه آره می یام . ماسی من فکر کردم می خوایم سوار اسبه بشیم... من و پدر جون مجبور شدیم صبح جمعه دوباره بریم بوعلی تا آقا آبتین کالسکه سواری کنه ای آبتین شیطون بلا ...
27 شهريور 1391

آموزش خوردن بستنی

با آبتین رفتیم خیابون بوعلی . آبتین جون می گفت: ماسیم بریم خیابون بوعلیو ، چه چیزی بخریم. می پرسم چی بخریم .آبتین میگه : اسباب بازی..... مواد لازم : آبتین طلا : 1عدد ( تو دنیا یکی هست اونم مال مامان نسیمه ) پس دنبالش نگردید پیدا نمی کنید بستی قیفی : 1 عدد زبون کوچولو : 1 عدد   ...
27 شهريور 1391

گنجنامه

عصر پنجشنبه هم رفتیم گنجنامه . هوا خیلی خنک و عالی بود. وقتی خواستیم شام بخوریم من به پدر آبتین گفتم : من جگر می خورم آبتین هم جوجه.که ابتین با جدیتی تما گفت : جوجه نمی هام ، جوجه کبابی می خوام. ازش می پرسم چند سیخ می خوای: بازم با جدیت 5 تا انگشتهاشو بالا برده و میگه شیش سیخ. نوش جونت پسر گلم ...
27 شهريور 1391

لاله جین

اینجا لاله جین همدان هست که آبتین جون یاد گرفته با ژست عکس بندازه     ...
27 شهريور 1391

غار علیصدر

آبتین از غار و قایق خیلی خوشش اومد اما این آخراش دیگه خسته شده بود و همش می گفت: آب می خواد ما رو کجا ببره؟؟؟؟؟ اینم بستنی بعد از غار..... پی نوشت : این کلاه و عینک رو به سلیقه خود آبتین از غار خریدیم ...
27 شهريور 1391

مسافرت همدان

صبح چهارشنبه (22/6/91) من وآبتین جون و پدر آبتین رفتیم مسافرت به همدان. البته آبتین میگه همدون نه همدون خاله سوسکه میره. ما رفتیم همدان . اول رفتیم غار عیصدر که به آبتین خیلی خوش گذشت . و بعد از کلی گشت وگذار توی چادر خوابش برد. آبتین طلا از چادر خیلی خوشش می یاد و خیلی ذوقشو می کنه.   اینم بعد از خواب بعد از ظهر تازگیها آبتین خیلی خوشش می یاد که کفشهای مامان نسیم رو بپوشه و باهاشون راه بره ...
27 شهريور 1391

ورزشگاه تختی

اینجا ورزشگاه تختی خرم آباد هست . البته آبتین کلی هم روی زمین چمن دوید و بازی کزد اما چون شب بود عکسهاش واضح نشد.   ...
27 شهريور 1391

راهکار

اینم کشف راهکار جدید آبتین برای دسترسی به جاهای دست نیافتنی ...
20 شهريور 1391